قاطع: چطور تصمیمات بهتری در کار و زندگی بگیریم؟

در کتاب قاطع، دن هیث و چیپ هیث که قبلا کتاب‌های پرفروشی مثل ماندگار یا تغییر را نوشتند، به موضوع غلبه بر خطاهای شناختی طبیعی و بی منطقی‌های معمول ذهن انسان پرداخته‌اند، با هدف اینکه شناخت این مشکلات و ارایه راه‌کارهای عملی، به تصمیم گیری بهتر در زندگی و کار خواننده‌ها کمک کند.

وقتی صحبت از تصمیم گیری به میان می‌آید، مغز ما ابزار معیوبی است. با آگاهی به این نکته که ما به صورت زیستی گهگاه رفتار نابخردانه و غیر منطقی داریم، چطور می‌توانیم بهتر تصمیم بگیریم؟ تعدادی از کتاب‌های پرفروش به شناسایی و توصیف غیرمنطقی بودن تصمیم گیری‌های ما پرداخته اند، اما صرف آگاهی از سوگیری‌ها و خطاها باعث اصلاح‌شان نمی‌شود، درست مثل اینکه آگاهی از نزدیک‌بینی دید شما را بهتر نمی‌کند! در این کتاب برادران هیث با تکیه بر مطالعات گسترده، تجربیات عملی و تحقیقات، ابزار عملی و دقیقی ارایه می‌کنند که کمک می‌کند به گزینه‌هایمان شفاف‌تر فکر کنیم و در زندگی تصمیمات بهینه‌تری بگیریم.

چهار آفت تصمیم گیری

طبق توضیح برادران هیث، فرآیند تصمیم گیری معمول را می‌توان به چهار مرحله عمومی تقسیم کرد:

  1.  شما با یک انتخاب مواجه می‌شوید.
  2. گزینه‌هایتان را بررسی می‌کنید.
  3. تصمیم‌تان را می‌گیرید.
  4. با پیامدهای تصمیم‌تان زندگی می‌کنید.

در هر یک از این مراحل آفت‌هایی هستند که فرآیند ذهنی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند، این آفت‌ها عواملی هستند که در روند تصمیم گیری ما مداخله می‌کنند و با خرابکاری در هر مرحله ما را از رسیدن به تصمیم مطلوب و بهینه باز می‌دارند: چارچوب محدود، خطای تایید، احساسات گذرا و اعتماد به نفس کاذب.

  1. شما با یک انتخاب مواجه می‌شوید ولی چارچوب محدود باعث می‌شود که شما همه گزینه‌های موجود یا جایگزین را در نظر نگیرید و خیلی گزینه‌ها را با نادیده گرفتن از دست بدهید.
  2. شما به دنبال تحلیل گزینه‌هایتان می‌روید ولی خطای تایید باعث می‌شود فقط داده‌های تایید کننده فرضیات و عقایدتان را جمع‌آوری کنید نه همه اطلاعات مفید را.
  3. شما تصمیمتان را گرفتید ولی اغلب احساسات کوتاه مدت و گذرا شما را وسوسه کرده تا گزینه نادرست را انتخاب کنید.
  4. شما با تصمیم‌تان زندگی می‌کنید، هر چند معمولا بیش از اندازه به پیش بینی خودتان از آینده اطمینان دارید.

الگوی WRAP

در کتاب الگویی برای کنترل و رفع آفت‌های تصمیم گیری ارایه شده که مرحله به مرحله ما را در مسیر تصمیم بهتر یاری می‌کند. هر مرحله از این الگوی ۴ بخشی راه حل‌هایی برای یکی از آفت‌ها ارایه می‌کند.

گزینه‌هایتان را گسترش دهید (Widen your options)

این مرحله برای مهار آفت چارچوب محدود طراحی شده و در اولین گام کمک می‌کند گزینه‌های روی میز تصمیم گیری‌تان را گسترش دهید. خیلی اوقات ما به ناخودآگاه در چارچوب بسته دو گزینه‌ای (این یا آن) و یا حتی چارچوب بسته‌تر یک گزینه‌ای (همین یا هیچ!) قرار می‌گیریم. در این وضعیت‌ها معمولا گزینه‌های بهتر، کم ریسک‌تر یا مطلوب‌تری هم وجود دارد که بدون در نظر گرفتنشان تصمیم سودمندی حاصل نمی‌شود.
یکی از تکنیک‌های کتاب برای گسترش گزینه‌ها آزمون ناپدید کردن گزینه‌هاست، به این صورت که در یک آزمایش ذهنی، فرض کنید هیچ کدام از گزینه‌های موجودتان قابل انتخاب نیست، حالا به چه چیزهایی فکر میکنید؟ شاید برای برنامه سفر تابستانی به مقصد فکر میکنید و به طور معمول دو گزینه مازندران و اصفهان به ذهنتان می‌رسد.حالا عمدا فرض کنید به دلایلی نمی‌توانید به هیچ کدام از این استان‌ها سفر کنید، حالا چه مقصدهایی به نظرتان میرسد؟
گاهی اوقات ما به ناخودآگاه دو یا چند گزینه مطرح را متزاد فرض میکنیم و تلاش میکنیم بین یکی یا دیگری انتخاب کنیم. یکی از تکنیک‌ها استفاده از و است. شما فکر میکنید باید بین ادامه تحصیل و کار یکی را انتخاب کنید، چرا فکر نکنید به شرایطی که هم درس بخوانید و هم کارتان را ادامه دهید؟
استفاده از تجربه دیگران در موقعیت مشابه فعلی هم منبع خوبی است، در دنیای حضار، با بیلیون‌ها نفر جمعیت و سهولت انتقال دانش و تجربه از طریق اینترنت، کمتر موقعیتی هست که قبلا برای شخص دیگری رخ نداده باشد. با توجه به الگوی موضوع پیش رو و بررسی تجربه دیگران در مواجهه با این موضوع، گزینه‌های متنوع و مطمئن‌تری به دست خواهید آورد.

فرضیاتتان را با واقعیت بسنجید (Reality test your assumptions)

در این گام لازم است فرضیات پایه را با واقعیت بسنجیم و اطمینان کسب کنیم در مسیر بررسی گزینه‌هایمان، داده‌های قابل اعتماد جمع آوری می‌کنیم. خطای تایید یکی از پایه‌ای ترین و مهم‌ترین خطاهای شناختی ذهن ماست. این خطا زمانی رخ می‌دهد که ما در یافته‌ها و اطلاعات دریافتی، صرفا به دنبال تایید دانسته‌های قبلی خود می‌گردیم و ناخودآگاه با پافشاری به صحیح بودن اطلاعات و عقایدمان، داده‌های متناقض و متفاوت را نادیده می‌گیریم. در نتیجه وقتی برای انتخاب بین چند گزینه اقدام به بررسی و مطالعه می‌کنیم، به جای بررسی منطقی و بی طرفانه داده‌ها، به دنبال تایید فرضیات خود رفته و این بررسی و تحقیق کمکی به شناسایی نقاط قوت و ضعف گزینه‌ها و در نهایت بهبود تصمیم نمی‌کند.
یکی از روش‌های مقابله با خطای تایید، در نظر گرفتن نقطه مقابل گزینه مورد نظرمان است. اگر فکر میکنید فلان کاندیدای مصاحبه شده بهترین انتخاب برای استخدام است، فکر کنید در چه وضعیتی ممکن است بدترین انتخاب برای همکاری باشد؟ اگر برای تعطیلات به مقصد خاصی فکر می‌کنید، تصور کنید در چه حالتی بدترین سفر را آنجا تجربه خواهید کرد. این ممکن است به سوالات جدیدی برای جستجو بیانجامد، مثلا اگر هوای بد یکی از شرایطی است که سفر را خراب می‌کند، بررسی هوا در فصل سفر شما می‌تواند داده‌های جدیدی به شما بدهد.
گاهی اوقات لازم است از کسی که بهش اطمینان داریم خواهش کنیم با ما مخالفت کند. ایده خوبیست که به جای سوالات مرسومی مثل «ایده ام چطور است؟» یا «آیا این گزینه به نظرت جذاب است؟» سوالات چالشی بپرسید، مثلا «بزرگترین مانعی که در مسیر رسیدن به هدفم میبینی چیست؟» یا «اگر در اجرای ایده‌ام شکست بخورم، چه چیزی مهم‌ترین عامل خواهد بود؟» پاسخ این سوالات از فرد دیگر معتمد ما، ابعاد دیگر موضوع و نقاط بحرانی را شفاف‌تر می‌کند.
شاید در شرایطی امکان آزمایش یک گزینه وجود داشته باشد، این آزمایش واقعی، حتی به صورت کوتاه، تصویر دقیق‌تری از واقعیات به ما می‌دهد. ممکن است برای انتخاب مسیر تحصیلی و در نهایت شغلی در دوراهی گیر کرده‌اید، اگر امکان تجربه دست اول گزینه‌های کاری مورد نظر، به صورت کارآموزی یا حتی مشاهده نزدیک وجود داشته باشد، نقاط قوت و ضعف گزینه‌ها را بهتر درک خواهید کرد. ممکن است برای ایده‌ای امکان ایجاد نمونه اولیه (prototype) باشد، با این نمونه امکان گرفتن بازخورد سریع قبل از صرف زمان و هزینه زیاد به دست خواهد آمد.

از احساسات فاصله بگیرید (Attain distance from emotions)

احساسات همیشه بخشی از فرآیند پردازش ذهنی ما هستند و نقش تعیین کننده‌ای در یادگیری، تصمیم گیری و تحلیل رویداد‌ها دارند. احساسات گذرا و کوتاه مدت، همانطور که انتظار می‌رود، وضعیت جاری و آینده خیلی نزدیک را بازتاب داده و مناسب تصمیم‌گیری‌های میان مدت و دراز مدت نیستند. اغلب ما به دلیل احساس آنی به موضوعی که تبعات بلند مدت دارد، تصمیمات غیر بهینه و شتاب زده می‌گیریم. مثل خرید ماشین اسپرت قرمز رنگی که در لحظه برای ما هیجان انگیز است ولی برای حمل نقل درون شهری و برون شهری خانواده چهار نفره ما مناسب نیست.
قانون ۱۰/۱۰/۱۰ یکی از ابزارهای کنترل احساسات آنی است. کافی است تنها یا به کمک دوستی، از خود بپرسید در مورد تصمیم‌تان ۱۰ دقیقه دیگر، ۱۰ ماه دیگر و ۱۰ سال دیگر چه احساسی خواهید داشت. شاید موقعیت کنونی‌تان اضطراب آور یا خجالت آور به نظر برسد، ولی ۱۰ روز دیگر تاثیر چندانی در زندگی شما نگذارد و این موضوع را ۱۰ سال دیگر اصلا به یاد نیاورید. یا حتی برعکس، تصمیمی که الان پیش پا افتاده به نظر میرسد، در دراز مدت تبعات مهمی در زندگی شما داشته باشد. دقت داشته باشید که در این قانون فرض بر این نیست که دیدگاه دراز مدت (۱۰ ماهه یا ۱۰ ساله) لزوما درست است، بلکه صرفا ابزاریست برای متعادل کردن احساسات و زاویه دید ما به موضوعات جاری.
خیلی از مواقع ما مورد مشورت دوستان نزدیکمان قرار می‌گیریم و تلاش می‌کنیم فارغ از احساسات مقطعی دوستمان یا خودمان به بهینه ترین نتیجه برسیم، چرا برای خودمان این کار را نکنیم؟ کافی است فرض کنیم به دوست نزدیکمان در خصوص این تصمیم گیری مشورت می‌دهیم، حالا چطور به موضوع نگاه می‌کنیم؟ این کمک میکند به اندازه کافی از نظر احساسی با موضوع فاصله بگیریم و کمی منطقی‌تر نگاه کنیم. آیا اگر دوستمان ایده راه اندازی کسب کار مشابهی را با ما مطرح کند منطقی و سودآور به نظر می‌رسد؟ ممکن است دوستمان به واسطه هیجان، فشار اقتصادی یا نیاز به اثبات توانایی‌هایش این تصمیم را گرفته باشد؟ دوست صمیمی خودتان باشید و با کمی فاصله به خودتان مشورت بدهید!
گاهی اوقات بر سر دوراهی قرار می‌گیریم و هیچ یک از گزینه‌ها مطلوبمان نیست. شاید تعداد فاکتورهای هر گزینه برای مقایسه زیاد است و تصمیم بین آنها مشکل است. در این مواقع شناسایی و توجه به اولویت‌های اصلی شما، کفه ترازو را به سمت یکی از گزینه‌ها سنگین‌تر می‌کند. دوستتان در مسیر بدی قرار گرفته و در حال از دست دادن زندگی‌اش است؟ حس می‌کنید در صورت مواجه مستقیم خطر از دست رفتن رابطه دوستی هست؟ اولویت اصلی شما چیست؟ سلامت و سعادت دوستتان یا حفظ رابطه دوستی؟ در مورد چند خانه جدید مردد هستید؟ اولویت اصی شما چیست؟ محله امن و مدارس مناسب برای فرزندتان؟ این حتما به اولویت بندی بهتر گزینه‌ها کمک می‌کند.

آماده پذیرفتن اشتباه باشید (Prepare to be wrong)

اعتماد به نفس کاذب ما را نسبت به خطاهای پیش بینی در آینده کور می‌کند، اگر تصمیمی حتی با فرآیند معقول و منطقی گرفته شود، ولی به نتیجه تصمیم و فرضیات زمان تصمیم اعتماد بیش از اندازه داشته باشیم، در صورت تغییر شرایط محیطی یا مشخص شدن اشتباه بودن تصمیم، آمادگی انعطاف و تغییر را نخواهیم داشت.
تجسم بدترین و بهترین پیامد واقع گرایانه تصمیم‌تان یکی از ابزارهای آمادگی است. به این صورت می‌توانید خود را برای هر دو سر طیف احتمالات آماده کنید. اگر در حال سرمایه گذاری روی کاری هستید، سعی کنید حداقل و حداکثر بازگشت سرمایه معقول را تخمین بزنید. دقت کنید که این دو سر طیف نباید لزوما ایده‌آل‌ترین حالت و فاجعه‌آمیز‌ترین وضعیت را نشان دهند.
شاید در فیلم‌های کلاسیک ژانر اکشن صحنه به دام افتادن بازیگران در تله‌های انفجاری را دیده باشید، در این صحنه‌ها معمولا نارنجکی به سیم باریک و محکمی متصل شده و در گذرگاهی کاشته شده، که رد شدن از مسیر و برخورد با این سیم باعث انفجار می‌شود. شما هم می‌توانید برای تصمیمتان سیم انفجاری در نظر بگیرید، به این هدف که اگر پیامد تصمیم از حدی فراتر رفت یا به مسیر خاصی وارد شد مطلع شوید و واکنش نشان دهید. فرض کنید با همسرتان برای بازسازی آشپزخانه در حال برنامه ریزی هستید، یک نمونه خوب سیم انفجار در این حالت در نظر گرفتن سقف بوجه و زمان معقول برای انجام تغییرات است. این کمک می‌کند جلوی هزینه‌های پیش بینی نشده سنگین یا به درازا انجامیدن کار گرفته شود. اگر از هر یک از این دو سیم (سقف بودجه، زمان اتمام) رد شوید، وقت بازنگری و بررسی تصمیماتتان است.
تشکیل جلسات کالبدشکافی بعد از اتمام هر فاز پروژه‌ها یکی از فعالیت‌های مفید و مرسوم است. اما می‌توان این جلسات را قبل از شروع به کار هم برگزار کرد. با تشکیل جلسه جشن و ترحیم تمرینی برای پروژه آینده، می‌توانید در هر حالت خود را در وضعیتی قرار دهید که پروژه موفقیت آمیز بوده یا با شکست مواجه شده و در هر حالت تلاش کنید عوامل موثر در موفقیت یا شکست را حدس بزنید. با این کار شاید جرقه اقدامات و آماده سازی‌های ضروری بخورد که در نتیجه نهایی تاثیر مهمی داشته باشد. اغلب ما به وضعیت شکست ایده یا برنامه فکر می‌کنیم، ولی خیلی مواقع موفقیت پیش بینی نشده هم به اندازه کافی دردسر ساز است. اگر کسب و کار تولیدی که قصد راه اندازی آن را دارید با استقبال بی نظیر بازار مواجه شود، مواد اولیه لازمه یا ظرفیت پردازش کافی برای تولید انبوه را دارید؟

نتیجه گیری

در این نوشته خلاصه‌ای از ایده‌های کتاب و دو سه نمونه تکنیک از هر مرحله شرح داده شده، متن کتاب بسیار روان‌تر و با  روایتی قوی‌تر، به صورت جزیی زیر و بم موضوعات را بررسی کرده و راه حل ارایه می‌کند. اگر به موضوع علاقمند شدید و حس می‌کنید مفید بوده، توصیه می‌کنم کتاب اصلی را مطالعه کنید. هنوز ترجمه فارسی از این کتاب در بازار منتشر نشده، ولی مطالعه نسخه اصلی هم چندان سخت نیست.

با این امید که هر تصمیم را کمی بهتر بگیریم 🙂